تبليغاتX
مهر و ماه

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

او چه شمعیست که عالم همه پروانه اوست

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 19:8  توسط امیر   | 

وقتی که از غروب محبت صدا رسید

از  لاله های خسته به دیوار کهنه ام

از هر تپانچه که بر ما دروغ گفت

من بی نشان تر از گل دیوار خسته ام

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 20:2  توسط امیر   | 

دستم بگیر که از غم ایام خسته ام

نازم بکش که عاشقم و دل شکسته ام

از خود مران مرا که قسم می خورم هنوز

جز با دو چشم تو عهدی نبسته ام

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 20:58  توسط امیر   | 

سلام

من اومدم

دوباره

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 19:29  توسط امیر   | 

بی شک این بار به قلبم زرهی خواهم دوخت تا دوباره نخورد تیر به

تنهایی من .
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 18:26  توسط امیر   | 

اینک زمان دیگریست

شاید که من اماده ام

شاید که مردی ساده ام

اینک زمان دیگریست

باید که تنهاتر شوم

از فکر تو افتاده ام

این نامه را تعبیر نیست

این خانه را تغییر نیست

من این صدا در داده ام

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 15:6  توسط امیر   | 

تعبیر موفقییت از دیدگاه شما چیست ؟

رسیدن سریع به اهداف یا حرکت مدام در مسیر رشد مادی و معنوی؟

موفقییت مسیریست که طول ان را خودمان تعیین میکنیم ومیتوانیم در این مسیر به سر شاخه های رشد و بالندگی دست پییدا کنیم .

لحظات عمر ما هر یک به شکلی شروع راه موفقییت هستند و از هر کدام انها می توان قدم در راه رشد و شاه راه موفقییت گذاشت.

چنان که از تاریخ می توان نتیجه گرفت که

                    هر انسانی در هر شرایطی می تواند به موفقییت دست پیدا کند.

پس اینگونه مینگریم که کوچکترین نشانه برای موفقییت در انسان تفکر واندیشه ایست که در همه حال دسترسی به ان بدون مانع است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 12:53  توسط امیر   | 

روز رفتن زیباست

رنگ زیبای شراب

از کنار کفن من پیداست

و اگر خوب به تصویر نگاهم نگری

گونه هایم سرخ است

و دلم مست شرابیست که از آن دنیاست

بعد مرگم ننویسید که فرزادی رفت

بنویسید که خوابش برده

و بگوید به شهر

که همه سرخ بپو شند و بنوشند شراب

شعر سهراب بخوانید به  نی

نخراشید به سنگ نامم را

که نویسید بر آب قصه شیدایی من

و بگویید به باد نامه تنهایی من

به درختی قدهی آب دهید

بر مزارم قلمی بگذارید

و بگویید به او

ننویسد و دگر خط نزند نامه شیدایی من .


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 17:10  توسط امیر   |